السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

43

تفسير الميزان ( فارسي )

صورت مفعول دوم تعليم كه يا قرآن است و يا مطلق وحى حذف شده ، و تقدير آن « علمه القرآن او الوحى - قرآن يا وحى را به او تعليم كرده » مىباشد ، ممكن هم هست ضمير در جمله مذكور به قرآن و يا مطلق وحى برگردد ، و در نتيجه مفعول اول كه ضميرى است راجع به رسول خدا ( ص ) حذف شده تقدير آن چنين باشد « علم القرآن » و يا « علم الوحى اياه » . يعنى خداى تعالى قرآن و يا وحى را به آن جناب تعليم كرده . و مراد از كلمه « شديد القوى » - به طورى كه گفته‌اند « 1 » - جبرئيل است ، چون خداى سبحان او را در كلام مجيدش به اين صفت ياد كرده و فرموده : « إِنَّه لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ » « 2 » ، بعضى « 3 » هم گفته‌اند : مراد از آن خود خداى سبحان است . * ( « ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى » ) * كلمه « مرة » - به كسره ميم و تشديد راء - به معناى شدت و يا پختگى عقل و رأى است ، و يا از ماده مرور گرفته شده ، و قيافه كلمه ، قيافه بناى نوع است ، و مفسرين آيه را به هر سه معنا تفسير كرده‌اند ، البته آنهايى كه آيه را وصف جبرئيل دانسته‌اند ، در نتيجه اين طور معنايش كرده‌اند : « همان جبرئيل كه در راه خدا شدت به خرج مىدهد ، يا آن جبرئيلى كه عقلى پخته دارد ، يا آن جبرئيلى كه به نوعى از رسول خدا ( ص ) مرور و عبور مىكند ، با اينكه خودش در هواست » . بعضى « 4 » هم گفته‌اند : مراد از « ذو مرة » خود رسول خدا ( ص ) است ، او است كه در مقابل دستورات الهى شديد و سخت است ، و يا داراى عقل و رأيى محكم است . و يا داراى نوعى مرور و عبور است كه با داشتن آن مىتواند به معراج برود . « فاستوى » - اين كلمه به معناى استقامت و مسلط شدن بر كار است ، و فاعل اين فعل جبرئيل است ، و ضمير فاعل آن به وى بر مىگردد ، و معنايش اين است كه : جبرئيل به همين صورت اصليش كه به آن صورت خلق شده در آمده . هم چنان كه در روايت هم آمده كه جبرئيل براى رسول خدا ( ص ) به صورتهاى مختلفى ظاهر مىشد ، و تنها دو نوبت به صورت اصليش خود را به آن جناب نشان داد . ممكن هم هست معنايش اين باشد

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 173 . ( 2 ) اين قرآن سخن فرستاده اى است كريم و داراى نيرو ، كه نزد خداى ذى العرش منزلتى دارد . سوره تكوير ، آيه 20 . ( 3 ) تفسير قرطبى ، ج 17 ، ص 85 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 334 .